رئیس پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت: قفل شدگی در اکوسیستم نوآوری؛ کپیکاری و سادهانگاری سیاستگذاران اصلیترین چالشها
✅قفل شدگی در اکوسیستم نوآوری؛ کپیکاری و سادهانگاری سیاستگذاران اصلیترین چالشها
⭕️دکتر فرهنگ فصیحی، رئیس پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت در نشست تخصصی «قفلشدگی ارتباط بومسازگان نوآوری و توسعه منطقهای» که حاشیه نوزدهمین کنفرانس ملی و پانزدهمین کنفرانس بینالمللی مدیریت فناوری و نوآوری:
🌀بر این باورم که اکوسیستم نوآوری و فناوری کشور با یک چالش جدی مواجه است: قفلشدگی.
🌀وقتی به وضعیت کنونی اکوسیستم نوآوری و فناوری نگاه میکنم، درک میکنم که چرا کارشناسان معتقدند مسائل پیچیده ملی ما در حوزههایی مانند انرژی، آب، حملونقل و آلودگی هوا، به دلیل مدلهای پیچیده و غیرخطیشان، دیگر با روشهای سنتی قابل حل نیستند. متأسفانه، بخشی از این قفلشدگی را ناشی از کپیکاری نهادها و سیاستگذاران میدانم.
🌀این وضعیت، یعنی کپیکاری و تکرار، توان پاسخگویی سیستمهای ما را به چالشهای کلان در حوزههای حیاتی مانند انرژی، آب و حملونقل بهشدت کاهش داده است.
🌀من تأکید میکنم که تجربه نهادهای موفق بینالمللی بارها به ما نشان داده است که ایجاد صرف یک سازمان یا پارک فناوری مشابه، بدون توجه به بستر، فرهنگ و نیازهای محلی، نمیتواند مسائل پیچیده را حل کند. علاوه بر این، سادهانگاری مسائل و عدم انطباق سیاستها با پیچیدگی واقعی آنها، توان پاسخگویی سیستمها را کاهش داده و باعث بروز ناکارآمدی جدی در تصمیمگیریها شده است.
🌀از نظر من، حل مشکلات ملی نیازمند یک بازنگری اساسی در رویکردها است. ما باید تحلیل سیستمهای پیچیده را در اولویت قرار دهیم و بر راهحلهای مسئلهمحور تمرکز کنیم، نه صرفاً ایجاد نهادهای جدید یا تکرار مدلهای موفق خارجی. بررسی تجربه تصمیمگیریهای اخیر در زمینه سوخت و انرژی، به وضوح ناکارآمدی روشهای سنتی را نشان میدهد و بر لزوم بازنگری در سازوکار سیاستگذاری صحه میگذارد.
🌀معتقدم این وضعیت، ضرورت یک تحول ساختاری و فکری در مدیریت اکوسیستم نوآوری و فناوری کشور را برجسته میکند. مشکلات ملی با ساختار غیرخطی و پیچیده خود، دیگر با روشهای سنتی قابل حل نیستند. میبینم که بسیاری از نهادها و سیاستگذاران در مواجهه با این پیچیدگی، تلاش کردهاند با ایجاد سازمانها و پارکهای فناوری، نمونههای موفق خارجی را تقلید کنند، اما این رویکرد به دلیل عدم تطبیق با شرایط محلی و پیچیدگی واقعی مسائل، ناکارآمد بوده است.
🌀سادهانگاری مسائل و فاصله میان سیاستگذاری و واقعیتهای عملی، باعث شده است که تصمیمات کلان، همزمان با رشد پیچیدگی مسائل، چابکی لازم برای حل مشکلات را نداشته باشند. نمونههای اخیر در حوزه سوخت و انرژی، ناکارآمدی چنین مدلهای تصمیمگیری را بهروشنی اثبات میکند.
🌀من تأکید میکنم که برای عبور از این قفلشدگی، رویکرد مسئلهمحور، تحلیل سیستمهای پیچیده و هماهنگی میان نهادها کاملاً ضروری است. ما باید متوجه باشیم که ایجاد نهادهای جدید یا تقلید کورکورانه از تجربههای خارجی، بدون شناخت دقیق اکوسیستم و نیازهای بومی، نه تنها توان حل مسائل ملی را افزایش نمیدهد، بلکه تنها به پیچیدگی موجود میافزاید.



پاسخها