معاون پژوهش و توسعه مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست‌جمهوری: مسئله‌شناسی ناقص؛ مانع ورود واقعی به اقتصاد دانش‌بنیان

✅مسئله‌شناسی ناقص؛ مانع ورود واقعی به اقتصاد دانش‌بنیان

⭕️صابر میرزایی، معاون پژوهش و توسعه مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست‌جمهوری در نشست تخصصی “ایده راهبردی ایران نوآفرین” نوزدهمین کنفرانس مدیریت فناوری و نوآوری:

🌀ورود واقعی به اقتصاد دانش‌بنیان، نیازمند شناسایی درست مسائل ملی، ارائه راه‌حل‌های قابل اجرا و شکل‌گیری اجماع در ساختار قدرت است؛ در غیر این صورت، حتی سیاست‌های به‌ظاهر موفق نیز به نتایج پایدار منجر نمی‌شوند و کشور با تکرار خطاهای راهبردی، از انرژی تا علم و فناوری، روبه‌رو خواهد بود.

🌀در جریان اول، معتقدم ابتدا باید موضوع را به عنوان مشکل شناسایی کنیم و سازوکاری در کشور داشته باشیم که مشکل را در سطح ملی مطرح کند. جریان دوم این است که باید ارائه راه‌حل و سیاست کنیم. جریان سوم نیز جریان سیاسی موضوع است؛ یعنی توافقات قدرتی که باید در جامعه صورت گیرد.

🌀اگر این سه موضوع در مسیر درست هدایت شوند، به طوری که مشکل شناسایی شود، راه‌حل برای آن ارائه شود، و اجماع قدرت هم روی آن صورت گیرد، مسئله در کشور حل می‌شود. به عنوان مثال، من از سال ۱۳۸۰ مسئله انرژی را بیان کردم اما نتوانستیم صدایمان را به جایی برسانیم. من حس می‌کنم فاقد نهاد یا ساختار خاصی در کشور هستیم که مشکلات اصلی کشور را پربسامد کند تا به گوش مسئولان برسد. الان بحث ناترازی انرژی مشهود است. الان باید ببینیم که مشکل ۲۰ سال آینده کشور کدام است که باید برای حل آن فکر کرد.

🌀نباید تصور کرد که تمام مشکلات دم‌دستی هستند. اکنون بحث ناترازی مطرح است اما ۲۰ سال گذشته که من روی بحث توسعه تجدیدپذیرها بحث می‌کردم و به توسعه آن اصرار داشتم، گزاره‌های غلطی در کشور ایجاد شد. یکی از این گزاره‌ها این بود که ما تا ۳۰۰ سال گاز داریم و تصور بر این بود که ما همچنان می‌توانیم این منبع عظیم را استخراج و مصرف کرده و مازاد آن را هم صادر کنیم و اسم آن را هم «تئوری رفاه» گذاشتند.

🌀من تأکید می‌کنم: این گزاره غلط باعث یک تصمیم‌گیری اشتباه شد و بعدها متوجه شدیم که کلاً این گزاره از اصل غلط و دروغ بوده است. وقتی من نتوانستم این مسئله را به عنوان مشکل اثبات کنم، در سطح سیاست هم کسی گوش شنوا نداشت و تمام سیاست‌های کشور هم تبدیل شد به توسعه دسترسی به گاز در کل کشور در قالب طرح لوله‌کشی گاز و نصب المک‌های گاز و کار به جایی رسید که در حال حاضر، کل کشور مجهز به گاز شده اما گازی که قرار بود تا ۳۰۰ سال پاسخگوی ما باشد، در چاه‌های میادین گازی وجود ندارد. بحث گاز تنها یک نمونه از این مشکلات است.

🌀دانشگاه‌ها در حل مسائل کشور تنها ۵ درصد سهم دارند و بیشتر انرژی در این بخش صرف مقاله‌نویسی می‌شود. زمانی مشکل کشور این بود که باید در دنیا شناخته شویم و راه‌حل آن هم مقاله بود. سیاست‌گذاری صورت گرفت و قدرت هم از آن حمایت کرد. سال‌هایی بود که کل کشور سالانه کمتر از ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ مقاله تولید می‌کرد. اما من به جایی رسیدم که طی ۲۰ سال، سالانه ۷۰ تا ۸۰ هزار مقاله در دنیا تولید می‌کنیم.

🌀بنابراین من سیاست‌گذاری‌های موفق هم در کشور داشته‌ام، اما این که این سیاست‌ها به درستی اعمال شده‌اند یا خیر، بحث من نتیجه آن نیست. من در هر سه جریان اصلی در کشور دچار آسیب هستم که به دو دلیل این‌گونه شده است. یکی این که، ساختار قدرت و حکمرانی در کشور با سیاست قدرت‌ها و مراجع قدرت ادغام شده، به این معنی که تصمیم‌گیری‌های من براساس منافع انجام می‌شود و مراجع قدرت پشت تصمیم‌گیری‌هایی قرار می‌گیرند که منافعی برای آن به دنبال داشته باشد. بنابراین، مراجع قدرت برای حل مشکلاتی که منافع آن‌ها را تأمین نکند، قدم پیش نمی‌گذارند.

🌀به نظر من، در داستان انرژی چنین اتفاقی رخ داد. همه اطلاع داشتیم که ما از طریق سوخت‌های فسیلی راه به جایی نمی‌بریم اما کسانی که منافع‌شان درگیر بود اجازه حل این مشکل را ندادند. در دنیا، احزاب و بحث‌های سیاسی را از تصمیم‌گیری‌های کلان ملی جدا می‌کنند. در واقع دو ساختار داریم؛ یکی ساختارهایی که مبنی بر تکنوکراسی و بحث‌های مربوط به حل مسائل ملی است و دیگری، ساختار سیاسی که بر مبنای رأی‌گیری‌ها و این قبیل داستان‌ها اتفاق می‌افتد.

🌀مشکل دوم من این است که شایسته‌ها روی ساختارهای قدرت و تولید سیاست قرار نمی‌گیرند چرا که تصمیم‌گیری‌ها به افراد سیاسی محول می‌شود و در اختیار افرادی قرار نمی‌گیرد که بتوانند تصمیمات درست بگیرند.

🌀این دو اتفاق باعث شد مسئله خوب شناسایی شود، سیاست برای آن در نظر گرفته شود، و ساختار قدرت هم روی آن سوار شود. تا زمانی که این سه مسئله حل نشود، مابقی مسائل قابل حل نیست. در واقع، در حال حاضر اولویت‌های من در کشور طبق این سه گانه شامل آب، انرژی و غیره هستند و راه‌حل‌های آن‌ها نیز مشخص است. بنابراین، عده‌ای باید روی این مسائل سوار شوند و اولویت‌های کشور هم این‌گونه است که باید توسعه فناوری در این حوزه‌ها داده شود.

🌀حدود ۲۰۰، ۳۰۰ اولویت در کشور داده شده و هر دسته و گروهی، اولویت جداگانه‌ای را پیشنهاد داده است. اما من معتقدم که ۰.۷ درصد از GDP روی فضای R&D هزینه شده است. اما از آنجایی که این هزینه بین اولویت‌های مختلف پخش شده، نتوانسته حتی یکی از آن‌ها را به خوبی توسعه دهد که این مسئله هم در گرو تأمین شدن منافع گروه‌های درگیر است.

مقالات مرتبط

رئیس پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت: قفل شدگی در اکوسیستم نوآوری؛ کپی‌کاری و ساده‌انگاری سیاست‌گذاران اصلی‌ترین چالش‌ها

✅قفل شدگی در اکوسیستم نوآوری؛ کپی‌کاری و ساده‌انگاری سیاست‌گذاران اصلی‌ترین چالش‌ها ⭕️دکتر فرهنگ فصیحی، رئیس پارک فناوری و نوآوری صنعت نفت در نشست تخصصی «قفل‌شدگی…

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *