مدیرعامل گروه کسب‌وکارپژوهی گوی: نوآوری اجتماعی در ایران ممکن است، اما با پذیرفتن مشارکت، شفافیت و طرح مسائل ممنوعه در سیاست‌گذاری

✅نوآوری اجتماعی در ایران ممکن است، اما با پذیرفتن مشارکت، شفافیت و طرح مسائل ممنوعه در سیاست‌گذاری

⭕️نفسه آزاد، جامعه‌شناس و مدیر عامل گروه کسب و کار پژوهی گوی در پنل نواوری اجتماعی از رویا تا واقعیت نوزدهمین کنفرانس مدیریت فناوری و نوآوری:

🌀به عنوان یک جامعه‌شناس و کسی که سال‌هاست در زمینه تحولات اجتماعی پژوهش می‌کنم، برایم روشن است که پاسخ به پرسش «آیا نوآوری اجتماعی در ایران ممکن است؟» نه ساده است و نه می‌توان آن را به یک «بله» یا «خیر» خلاصه کرد. نوآوری اجتماعی از نگاه من، یعنی یک مداخله آگاهانه، هدفمند، برنامه‌ریزی‌شده و نوآورانه که بتواند تغییرات پایدار در زندگی یک اجتماع ایجاد کند.

🌀همواره در پژوهش‌هایم به این واقعیت پایبند بوده‌ام که هیچ جامعه‌ای ایستا نیست. حتی اگر هیچ مداخله‌ای هم نکنیم، جامعه مانند یک موجود زنده، خودبه‌خود و با گذر زمان تغییر می‌کند. بنابراین، وقتی از نوآوری اجتماعی حرف می‌زنیم، منظورمان هدایت آگاهانه این تغییر به سمت پایداری است.

🌀وقتی به شرایط اجتماعی ایران نگاه می‌کنم، درکی که از داده‌های ملی دارم، تصویری روشن ارائه می‌دهد: ما با جامعه‌ای روبرو هستیم که اعتماد و سرمایه اجتماعی در آن ضعیف است، تنش‌ها بالا رفته و ناامیدی نسبت به آینده گسترده شده است.

🌀در چنین شرایطی، انتظار داشتن جامعه‌ای سرزنده که دغدغه اولش محیط زیست یا فقر باشد، انتظاری واقع‌بینانه نیست. برای مثال، در آخرین پیمایش‌ها، مسائلی مانند آلودگی هوا و کمبود آب در اولویت‌های هفتم تا دهم مردم قرار داشت. این نشان می‌دهد مسیرهایی که تاکنون — چه از سوی جامعه مدنی، چه سیاستگذاران و چه نهادهای امنیتی — رفته شده، به ترکیبی ناکارآمد منجر شده است. شاخص‌ها نشان می‌دهد جامعه «تب» دارد و در وضعیت ناخوشایندی به سر می‌برد.

🌀اما همین شرایط، ضرورت نوآوری اجتماعی را برای من پررنگ‌تر می‌کند. باید مسیرهای رفته را نقد کنیم و راه‌های جایگزین و نوآورانه طراحی کنیم. با وجود همه مشکلات، من می‌بینم که ایران هنوز جامعه‌ای جوان، تحصیلکرده و فناوری‌دوست است. برخلاف برخی جوامع هم‌تراز، نگرش عمومی در ایران نسبت به فناوری خوش‌بینانه است و در بسیاری موارد، این سیاستگذار است که بیش از جامعه از فناوری هراس دارد.

🌀برای من شرط اساسی امکان نوآوری اجتماعی، «آزادانه اندیشیدن و آزادانه عمل کردن» است. ما باید بپذیریم جامعه امروز، جامعه ۲۰ یا ۳۰ سال پیش نیست. یک مثال ساده، افزایش چشمگیر نگهداری حیوانات خانگی در کلانشهرهاست. زیرساخت‌های مراقبت، قوانین حمایتی یا سازوکارهای حفظ حقوق صاحبان حیوانات وجود ندارد، صرفاً چون این تغییر اجتماعی به رسمیت شناخته نشده است.

🌀تأکید می‌کنم که آزادانه عمل کردن به معنای بی‌قانونی نیست. جامعه خود مانع بروز رفتارهای بی‌قاعده می‌شود. منظورم فراهم کردن امکان مشارکت و مداخله معنادار شهروندان در سرنوشت اجتماعشان است. متأسفانه در این زمینه ما مشکل داریم.

🌀نوآوری اجتماعی بر پایه شفافیت و صداقت با جامعه استوار است و بدون این دو اصل شکل نمی‌گیرد. وقتی قانون مالیات ناگهان تغییر می‌کند یا طرح ترافیک یک‌شبه اعلام می‌شود، این نشان می‌دهد که بسیاری از سیاستگذاران به شفافیت و مشارکت اجتماعی اعتقادی ندارند و این نگاه بسته، راه‌های مشارکت عمومی را مسدود می‌کند.

🌀نکته مهم دیگر این است که نوآوری اجتماعی محدود به فعالیت‌های خیریه‌ای نیست. همه مسائل ما فقر نیست که با غذا دادن حل شود. بسیاری از مسائل امروز، «مسائل مگو» هستند — از کودک‌همسری و کار جنسی گرفته تا تغییرات خانواده و سبک زندگی. ورود نوآورانه به این حوزه‌ها تنها از کانال‌های محدود ممکن است و عملاً بسیاری از افراد از مشارکت فعال منع می‌شوند.

🌀با این دیدگاه رایج که «محدودیت خلاقیت می‌آورد» به شدت مخالفم. از نظر من، محدودیت، رانت، بی‌سوادی و محافظه‌کاری تولید می‌کند. اگر جامعه را از فکر کردن و مشارکت بازداریم، نمی‌توانیم انتظار نوآوری داشته باشیم. اما با تمام این چالش‌ها، معتقدم نوآوری اجتماعی ناممکن نیست، زیرا جامعه همیشه راه‌های خود را باز می‌کند.

🌀یکی از عوامل مهم این گشایش، فناوری است. بعد از انقلاب ارتباطی، فناوری دسترسی‌هایی ایجاد کرده که پیش از این وجود نداشت. امروز من از تهران می‌توانم با سراسر ایران ارتباط داشته باشم و این یعنی امکان مشارکت از شکل سنتی خود فراتر رفته است. تقریباً برای همه ما روشن است که بستن فضای فناوری امکان‌پذیر نیست و این خود فرصتی تازه برای نوآوری اجتماعی گشوده است، هرچند مسیر همچنان سخت است.

🌀در پایان، نگاهم به نقش خیریه‌ها این است: آن‌ها بیشتر نقش اورژانس را دارند — مسکن می‌دهند، نه درمان. هرچه جامعه فقیرتر شود، کار آن‌ها بیشتر می‌شود. اما خیریه‌ها نوآوری اجتماعی تولید نمی‌کنند؛ بلکه به دلیل اینکه تنها کانال رسمی و تأمین‌شونده هستند، ظرفیت جامعه برای نوآوری اجتماعی را در خود جذب و خنثی می‌کنند.

🌀نتیجه‌گیری من این است: نوآوری اجتماعی در ایران ممکن است، اما تا زمانی که مشارکت، شفافیت و طرح مسائل ممنوعه در عرصه سیاست‌گذاری پذیرفته نشود، مسیر آن پرچالش و دشوار خواهد بود.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *